تبليغاتX
بسیجی دیده بیدار عشق است
تقدیم به رهروان ره عشق امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع)وامام مهدی(عج)

بنام خدا


السلام عليک يااباصالح المهدي عج



بريکي دل داده ام ازديگران دل برگرفتم!


علي‌رغم گرماي بسيار شديد امروز تهران، جمع بسيار زيادي از نمازگزاران
در حال حرکت به سوي دانشگاه تهران، محل برگزاري نماز جمعه هستند و در
تمامي معابر منتهي به ميدان انقلاب و خطوط مترو شاهد ترافيک هستيم.
انتظار
مي‌رود در روزهاي نزديک به مراسم يادبود برگزاري اولين نماز جمعه تهران به
امامت آيت‌الله سيد محمود طالقاني، حضور گسترده مردم خاطره آن روزهاي
باشکوه را زنده کند.




گفتني
است حضور برخي چهره‌هاي برجسته سياسي مانند ميرحسين موسوي، محسن رضايي و
مهدي کروبي، ترکيب جمعيتي بسيار متنوع، حضور گسترده جوانان و البته حضور
پر رنگ نيروهاي انتظامي براي برقراري مطلوب امنيت مراسم از ديگر ويژگي‌هاي
نماز جمعه امروز تهران است.

به گزارش تابناک، خطيب نماز جمعه تهران
پيش از آغاز خطبه‌ها به نمازگزاراني که در دانشگاه تهران، اطراف دانشگاه و
خيابان‌ها حضور دارشتند، تذکر داد:مراقب باشيد جايگاه و قداست نماز جمعه
با اظهارات و شعارهايي که جنبه‌ عمومي و اصولي ندارد آلوده نشود.

بنابر
اين گزارش، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در خطبه‌ اول نماز جمعه تهران تاکيد
کرد: اين جايگاه مقدس سرمايه عظيم همه‌ دوران اسلام است و امروز جزء
مهمترين ميدان‌هاي فضائل اسلامي و انساني در کشور ماست.

وي با
اشاره به در پيش داشتن سالگرد اقامه‌ اولين نمازجمعه در تهران پس از
انقلاب اسلامي نيز اظهار کرد: اين نمازجمعه بي‌شباهت به نمازجمعه‌
هفته‌هاي اول انقلاب به امامت آيت‌الله طالقاني نيست که جمع زيادي از مردم
با همه سليقه‌ها در آن شرکت مي‌کردند. ان‌شاءالله بتوانيم از اين اجتماع
براي حل مشکلات آينده کشور و ايجاد وحدت، همدلي، همراهي و حرکت در جهت
اهداف انقلاب اسلامي که حرکت در جهت راهي است که پيامبر(ص) از طريق آسمان
براي ما آوردند استفاده کنيم که اين نتيجه با صبر، تحمل و هوشياري به دست
خواهد آمد.

وي با اشاره به اين‌که در سه بخش به ايراد سخن خواهد
پرداخت، ادامه داد: بخش اول توضيح اساسي بر معيارها و اصول اسلامي است؛
اين روزها احساس مي‌شود دشمنان اسلام درصددند حقانيت اسلام را زير سوال
ببرند که البته موفق نمي‌شوند، اما ما وظيفه‌ توضيح و تبيين آن را داريم.
در بخش دوم به اهداف اصيل انقلاب خواهم پرداخت که مردم براي آن جهاد
کردند؛ انقلابي که امام(ره) بنيانگذار و موسس آن بودند و خون‌هاي مقدسي به
پاي اين شجره طيبه ريخته شده است. من بخشي از اهداف انقلاب را براي نسل
امروز مي‌گويم که بدانند ما با چه نيتي انقلاب را آغاز کرديم.

رييس
مجمع تشخيص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: در بخش سوم هم به مسائل روز و شرايطي
که در آن قرار داريم مي‌پردازيم و راه علاجي را براي شرايط امروز مي‌گويم
که البته اين نظر خودم خواهد بود. اميدوارم ساير مسوولان هم به اين مساله
فکر کنند و اين راهي باشد تا با ابهت و همدلي که تا اين‌جا رسيده‌ايم
آينده را هم براي نسل‌هاي بعد طي کنيم.

آيت‌الله اکبر
هاشمي‌رفسنجاني تشکيل يک حکومت اسلامي در آن برهه از تاريخ رااز ويژگي‌هاي
شخص پيامبر دانست و افزود: ايشان در عصر جاهليت مکتبي را پايه‌گذاري کردند
که هنوز قوي‌ترين مکتب انساني در جهان است تا ابد نيز به اداره تمامي جهان
خواهد پرداخت.
وي دوره 13 ساله حضور پيامبر در مکه را به دوران سازندگي
کادر پيامبر و ياران ايشان تشبيه کرد و افزود: در آن دوران زمينه حکومتي و
اجتماعي وسيعي وجود نداشت. از اين رو پيامبر به تعليم افکار الهي به مردم
مي‌پرداختند.
هاشمي ساخت مسجد قبا و سپس مسجدالنبي در مدينه را نخستين
پايگاه‌هاي ارتباط پيامبر با مردم دانسته و افزود: پيامبر در اين پايگاه
حکومتي خود از مردمي که گروه‌گروه به ديدارشان مي‌آمدند استقبال مي‌کرد.
مردم در اين ديدارها شروط‌شان را به پيامبر مي‌گفتند و پيامبر نيز
مطالباتشان را به مردم مي‌گفتند تا افکار اصيل اسلام در اين بيعت‌ها به
مردم منتقل شود.
رئيس مجلس خبرگان به دو نکته در تشکيل حکومت اسلامي
تاکيد کرد و افزود: نخستين نکته «خداوند» و ديگري «مردم» است. واسطه ميان
آنها انساني از جنس مردم است و آن کسي نيست جز پيامبر که پيام خدا را به
مردم مي‌رساند.


حاشيه:بخشهايي ديگرازسخنان آقاي هاشمي که براي آقاي ميرحسين موسوي وهواداران ايشان رضايت بخش تلقي گرديد!


به عبارتي ديگر:بالاخره بعد از هفته ها انتظار احقاق حق طرفداران موسوي از يک تريبون رسمي مطرح شد!


رييس مجلس خبرگان با اشاره به انتخابات اخير رياست جمهوري تصريح کرد: اين انتخابات اگر مشکلاتي در آن پيش نمي‌آمد ما در 30 سالگي انقلاب بهترين گام را در جهت تحقق جمهوري اسلامي برمي‌داشتيم. من نمي‌گويم که اين اتفاق نيفتاده است، اما ما از اواخر دوران تبليغات دچار ترديد شديم. افرادي ترديد کردند، تبليغات نادرست و عمل نادرست صداوسيما ؟!باعث شد، بذل ترديد در دل مردم به وجود بيايد که مثل خوره به جان ما افتاده است. ما ترديد را بدترين مصيبت مي‌دانيم.


هاشمي رفسنجاني با بيان اين‌که " اين اتفاقات در يک روز و يک شب انجام نمي‌شود و جرياني طولاني است" گفت: ما بايد به گونه‌اي عمل کنيم و فضايي به وجود آوريم که همه‌ اطراف بتوانند آن‌جا حرف‌شان را بزنند. هر طرف منطقي، بدون دعوا و بدون مشاجره حرف بزنند. البته کار عمده در اين زمينه مربوط به صدا و سيماست که بايد انجام دهد. زيرا مستمعين زيادتري دارد و ساير رسانه‌ها هم بايد اين کار را بکنند. بحث‌ها منطقي باشد، برادرانه و خواهرانه بنشينند و حرف‌شان را بزنند و دلايل‌شان را هم بگويند. بالاخره مردم در اين بين خودشان مي‌فهمند. طوري باشد که ما اين اعتماد را برگردانيم.


وي با اشاره به فرصت پنج روزه‌ مقام معظم رهبري به شوراي نگهبان براي رسيدگي به اعتراضات کانديداهاي معترض انتخابات رياست جمهوري، تاکيد کرد: متاسفانه از اين فرصت که رهبري به شوراي نگهبان دادند و گفتند برويد عقلا و موجهين را بياوريد تا بررسي کنند و اعتماد مردم را جلب کنيم، استفاده خوبي نشد و من نمي‌خواهم بگويم تقصير چه کسي بود که نشد، اما نشد. به هر حال آن گذشت و ما از اين مرحله گذشته‌ايم و مرحله‌ ديگري است. من فکر مي‌کنم براي آينده، براي اتحاد و براي جلوگيري از خطر نظام و حفظ ارزش‌هايي که انقلاب خلق کرده و براي بناي باشکوهي که امام(ره) آن را با خون شهدا و مجاهدات مردم و رزمندگان و براي اين‌که اين نظام براي نسل‌هاي بعد بماند، مي‌توانيم در اين مقطع حرکاتي انجام دهيم.
وي با بيان اين‌که " اگر اين دو کار را بپذيريم که قانوني باشد و راه براي مناظره و مذاکره مباحثه و استدلال باز باشد، شايد در مدت کوتاهي به قناعت برسيم" خاطرنشان کرد: در اين فاصله بايد کارهاي ديگري هم بکنيم؛ لازم نيست در اين شرايط ما افرادي را به اين نامي که الان است در زندان داشته باشيم!. اجازه بدهيم اين‌ها بيايند و به خانواده‌هاي‌شان برسند. نگذاريم به خاطر زنداني بودن يک عده دشمنان ما، ما را سرزنش و شماتت کنند. براي ما بخندند و براي ما نقشه بکشند. ما بايد اين‌قدر رشادت، حلم و صبر داشته باشيم که همديگر را تحمل کنيم.


به اميد آمدن آخرين منجي


اللهم عجل لوليک الفرج


+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/26ساعت 17:53  توسط دریادل  | 

بنام خدا

سلام برمهدی فاطمه عج

تسليت به پيشگاه مولايمان حضرت بقيه الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف

برای شهادت حضرت امام هادی علیه السلام

وعرض تسليت چهلمين روزعروج ملكوتي حضرت آيت الله بهجت

استاداخلاق ومعنويت وازچشم انتظاران موعودمهربان عج

امشب لیلة الرغائب رحمت دوست جاريست مانند باران.....؛

 اگر دلتان لرزيد....بغضتان تركيد، كسي اينجا محتاج دعاااااست.

دعابرای فرج وظهورآقاامام زمان عج فراموشتان نشود.چراکه کلیدگشایش

 همه مشکلات مسلمانان

 وبندگان خوب خدادرانتظارودعای فرج است.

اللهم عجل لولیک الفرج

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت 20:6  توسط دریادل  | 

بسم الله

سلام برمهدی فاطمه عج

ولاترکنواالی الذین ظلموافتمسکم النار(سوره مبارک هودآیه 113)

و(شمامومنان)هرگزنباید باظالمان دوست وهمدست باشید که

آتش آنهاشماراهم خواهدگرفت.

يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر(حجت‌الاسلام جواد محمدزماني )، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است.باهم مي خوانيم

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

 

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته

هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!


ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد


جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!


جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
 

اين مطلب راهم به نقل ازمرصادبخوانيد:

مقاله‌اي با عنوان «مستندات علمي دستکاري در آراء انتخابات دهمين دوره انتخابات» در پايگاههاي متعدد اينترنتي مرا بر آن داشت تا محاسبات ادعايي در آن مقاله را بررسي كنم كه نتيجه اين امر چيزي جز رد آن مقاله و اطمينان از نتايج انتخابات نبود. قسمتهاي اصلي آن مقاله (محاسبه ميزان خطا وانحراف) كاملا اشتباه بود و تعمداً از مقادير نرمال نشده استفاده شده بود و نتيجه ديگري را به خواننده القا مي‌كرد!

 لینک بازدیداین بررسی


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/02ساعت 1:24  توسط دریادل  | 

بسم الله

سلام برمهدی فاطمه عج

عظيم‌ترين نماز جمعه تاريخ انقلاب اسلامي

براي تجديد بيعت با حضرت آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري برگزار شد.

سخن پاياني رهبر با امام زمان (عج) :

اي سيد و مولاي من! من جان ناقابلي دارم (گريه حضار) ، جسم ناقصي دارم و اندک آبرويي دارم که اين را هم خود شما داديد که همه اين ها را فداي انقلاب و نثار شما مي کنم . سيد ما و مولاي ما ،براي ما دعا کن که صاحب اين انقلاب شمايي .

نماز جمعه تهران، به امامت رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي برگزار شد.

*حين ورود مقام معظم رهبري به جايگاه ،نمازگزاران با شعار هاي خود از جمله"خوني که در رگ ماست ، هديه به رهبر ماست" ، " اين همه لشکر آمده ، به عشق رهبر آمده" ،"لبيک يا خامنه اي لبيک يا حسين است" ، " واي اگر خامنه اي حکم جهادم دهد" و ... براي دقايق طولاني به اظهار احساسات خود نسبت به رهبر معظم انقلاب پرداختند.

*خطبه اول نماز ، در حالي آغاز شد که علاوه بر دانشگاه تهران ، خيابان هاي اطراف نيز مملو از جمعيتي است که در اولين جمعه پس از انتخبات 22 خرداد و حوادث بعد از آن ، براي شنيدن خطبه هاي مهم رهبري گرد هم امده اند.

فرازهاي مهم:

* مقام معظم رهبري، با قرائت آياتي از قرآن ، بر نزول سکينه و آرامش الهي در حوادث و سختي هاي روزگار بر دل هاي مؤمنان تاکيد کردند.

* مقام معظم رهبري با اشاره به مشکلاتي که نظام در 30 سال گذشته با آنها مواجه شده و در درياي پرتلاطم حوادث ، کشتي انقلاب دچار خدشه نشده است ، اين وضعيت را نشانه الطاف الهي دانستند و بر حفظ و پاسداشت اين موهبت خداوندي تاکيد کردند.

*مبادا هيجان هاي سياسي ما را از خدا غافل کند. مبادا بگو مگوهاي سياسي ما را غافل کند که ندانيم کجا مي خواهيم برويم و چگونه مي خواهيم برويم؟


*مردم ما مردمي مؤمن هستند ، حتي آناني که در ظاهر و سيما ، گمان نمي رود اين گونه باشند ، مي بينيم که دل هايشان متوجه خداست.

*خدايا اين ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پيرزي برسان.پروردگارا سلام ما را به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) برسان.

آغاز خطبه دوم


* در اين خطبه مساله انتخابات را مطرح مي کنم.
3 مطلب را خطاب به سه دسته عرض مي کنم: يک مطلب خطاب به عموم ملت عزيزمان ؛ يک مطلب خطاب به نخبگان سياسي ، نامزدهاي انتخابات و فعالان سياسي و انتخاباتي و مطلبي را به سران استکبار و سردمداران رسانه هاي آنان.

درباره مطلب اول که خطاب به مردم عزيز است ،حرف من عبارت است از يک دنيا تجليل و تعظيم و تشکر.
من دوست ندارم با مخاطبانم مبالغه کنم ولي دراين باره هر چه با مبالغه هم صحبت کنم ايرادي ندارد. کار بزرگي کرديد . انتخبات 22 خرداد نمايش عظيمي بود از روح مشارکت جوي مردم در اداره کشور.


*نسل جوان ما نشان داد که همان شور و سياسي را که در نسل اول داشتيم را دارد با اين تفاوت که در انقلاب و جنگ ، هيجانات انقلاب و جنگ بود ولي حالا که اينها هم وجود ندارد ، باز هم شور و شعور وجود دارد که ارزشمند است... يک تعهد جمعي احساس مي شود براي حفظ کشور و انقلاب.

*مردم! اين انتخابات براي دشمنان شما يک زلزله سايسي و براي دوستان شما يک جشن تاريخي بود.تجديد پيمان با امام و انقلاب بود و براي نظام فرصتي براي نفس تازه کردن و حرکت هاي بزرگ تر.
اين انتخابات مردمسالاري ديني را به رخ مردم عالم کشيد و همه عالم ديدند که مردمسالاري ديني چيست.

*اعتماد به نظام در اين انتخابات مشخص شد و دشمنان مي خواهند اين اعتماد را در هم بشکنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه نظام است. دشمنان مي خواهند ايجاد ترديد کنند در باره اين انتخابات. دشمنان مي خواهند اين اعتماد را بگيرند و اين ، آسيبش از آتش زدن بانک و اتوبوس بيشتر است.

* رقابت هاي انتخاباتي ، رقابت هاي کاملا آزاد ، جدي و شفاف بود و همه ديدند. به قدري اين رقابت ها و مناظره ها شفاف و صريح بود که عده اي به آن معترض شدند وحق هم تا حدودي با آنهاست.

*اين چهار نامزد ، همه شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بوده و هستند.
يکي شان رئيس جمهور خدوم و مورد اعتماد است.
يکي نخست وزير خود من بوده است در مدت هشت سال.
يکي از آنها فرمانده سپاه و از فرماندهان اصلي دفاع مقدس بود.
و يکي از آنها دو دوره رييس مجلس بوده است.

اين رقابت ، درون نظام بود بين عناصر متعلق به نظام که همه شان را از نزديک مي شناسم و خصوصيات رفتاري شان را مي دانم و از نزديک با همه شان کار کرده ام و البته همه ديدگاه هايشان را قبول ندارم و بعضي را براي خدمت به کشور مناسبتر از بقيه مي دانم ولي انتخاب با مردم است. خواست من نه به مردم گفته شد و نه لازم بود مردم ان را مراعات کنند... در انتخابات ، دعوا بين نظام و بيرون نظام نيست...مردم هم در چارچوب نظام عمل کردند.

* اين مناظره ها ، ابتکار خوبي بود و زد تو دهن کساني که مدعي بودند رقابت ها نمايشي است.
مناظره ها آثار مثبتي داشت و عيوبي هم داشت.
اين که همه شفاف و راحت حرف زدند ، نکته مثبت بود و يک سيلابي از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور به پاسخگويي شدند.
مواضع افراد و گروه ها ، بدون ابهام در مقابل چشم مردم قرار گرفت.
مردم احساس کردند که در نظام اسلامي ،بيگانه به حساب نمي آيند و نظام ،اندروني و بيروني ندارد.
يقيناً يکي از علل افزايش ميزان مشارکت همين امر بود.
اين مناظره ها به خيابان ها هم کشيده شد و به داخل خانه ها هم رفت ...و قدرت انتخاب را بالا برد.

* البته اين گفت و گو ها نبايد به جايي برسد که به کدورت تبديل شود. البته خوب است که اين مناظره ها در سطوح مديريتي ادامه يابد (البته بدون عيوبي که خواهم گفت) و افراد خود را در معرض نقد و انتقاد قرار دهند و پاسخگو باشند.
اين مناظره ها در طول 4 سال هم ادامه يابد.

*در مواردي ، مناظره ها جنبه تخريبي پيدا مي کرد. سياه نمايي وضع موجود و دوره هاي گذشته در اين مناظره ها مشاهده شد که هر دو "رد" بود.

اتهاماتي مطرح شد که در جايي اثبات نشده است . بي انصافي هايي نسبت به اين دولت و دولت هاي قبل وجود داشت . آقايان احساساتي شدند و لابلاي حرف هاي خوب ، حرف هاي ديگر هم گفته شد.
... از هر دو طرف هم بود ؛ بنده در اين جا در خطبه اي که در حکم نماز است حقايق را بايد بيان کنم.
هر دو طرف در اين عيب مشترک بودند.

از يک طرف صريح ترين اهانت ها به رئيس جمهور قانوني کشور طرح شد که اين امر از چند ماه پيش وجود داشت... رئيس جمهور قانوني کشور را به دروغ متهم کردند ... به رئيس جمهور نسبت هاي خجالت آوري مانند خرافاتي دادند.

* از اين طرف هم کارنامه 30 سال انقلاب کم رنگ جلوه داده شد.
در مناظره ها اسم افرادي برده شد که عمرشان را صرف نظام کرده اند.
من در خطبه ها از کسي اسم نمي برم ولي چون اسم برده شده ، من هم نام مي برم و مشخصا از آقاي هاشمي و ناطق نوري ياد مي کنم.

آقاي هشمي را من از سال 1336 يعني از 52 سال قبل از نزديک مي شناسم . ايشان از اصلي ترين افراد نهضت بود در دوران مبارزات .
بعد از پيروزي انقلاب هم از موثرترين شخصيت ها بود در کنار امام و بعد هم در کنار رهبري تا امروز.

اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفت و قبل از انقلاب اموال خود را صرف انقلاب مي کرد و اينها را جوان ها بدانند . در طول بعد از انقلاب هم هيچ موردي را سراغ نداريم که ايشان اندوخته اي از انقلاب داشته باشد. من البته در موارد متعددي با آقاي هاشمي اختلاف نظر دارم که طبيعي است ولي مردم نبايد دچار توهم باشند . البته بين ايشان و آقاي رئيس جمهور اختلاف نظر هست ،هم در مسائل خارجي و مسال داخلي و نظر آقاي رئيس جمهور به نظر بنده نزديک تر است.

در مورد آقاي ناطق نوري هم همين جور ،ايشان شخص خدومي است و در دلبستگي ايشان به نظام وانقلاب هيچ شکي نيست.
من همان وقت به آقاي رئيس جمهور هم تذکر دادم چون مي دانستنم ترتيب اثر مي دهند.

*رقابت ها تمام شد . همه کساني که به اين 4 نامزد رأي دادند اجر الهي دارند انشاء الله.
خط انقلاب 40 ميليون رأي دارند و نه 24/5 ميليون رأي به رئيس جمهوري منتخب.

* ايشان با تاکيد بر عزم جمهوري اسلمي براي پاسداشت رأي مردم تاکيد داشتند:11 ميليون رأي را چگونه مي شود تقلب کرد و اگر هم کسي اشکالي دارد از مجاري قانوني طي کند... بنده زير بار بدعت هاي غيرقانوني نخواهم رفت.امروز اگر چارچوب هاي قانوني شکسته شود ،در آينده هيچ انتخاباتي مصونيت نخواهد داشت.

* ايشان از سياسيون خواستند از افراطي گري دست بردارند و افزودندکه اگر نخبگان سياسي بخواهند براي درست کردن ابرو چشم را در باورند چه بخواهند و چه نخواهند مسوول آشوب ها و خون ها آنها هستند... دست هاي بيگانگان را ببينيد.

*بايد در صندوق هاي رأي مشخص شود که مردم چه مي خواهند نه در کف خيابان ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتي ، طرفين اردوکشي کنند به خيابان ها ، اصلاً براي چه انتخابات برگزار مي شود.
تقصير مردم چيست ؟ اين ها چه گناهي کردند که ما مي خواهيم طرفداران خود را به رخ بکشيم؟


*براي تروريست ها هم چه چيزي بهتر از پنهان شدن در ميان مردم؟ خون اين افرادي که ريخته شده است ، جوابگويش کيست؟ انسان دلش خون مي شود از برخي از اين قضايا. بروند در کوي دانشگاه ، براي جوان ها و دانشجويان مومن و انقلابي را و نه آن شلوغ کن ها را آن حوادث را درست کنند.

*زور آزمايي خياباني بعد از انتخابات کار درستي نيست ، من از همه مي خواهم به اين روش خاتمه دهند و اگر خاتمه ندهند مسووليت تبعات ، به عهده آنهاست.
تصور غلطي است که فکر کنند با فشارهاي خياباني مسوولان را وادار کنند که زير بار بروند.تن دادن به مطالبات غيرقانوني شروع ديکتاتوري است.
... اگر کساني بخواهند ادامه دهند ، آن وقت خواهم آمد و با مردم صريح تر از اين صحبت خواهم کرد.

* مشکل دشمنان ايران اين است که ملت ايران را هنوز نشناخته اند. فکر کردند اينجا گرجستان است که انقلاب مخملي راه بيندازند.

* آمريکايي هايي که اين روزها خود رانگران مردم ايران و حقوق بشر مي نامند ، همان هايي هستند که اعضاي فرقه داوودي را در خانه اي در آمريکا که شامل زن و مرد و کودک بودن را زنده زنده آتش زدند و اين اتفاق در زمان رياست جمهوري همين بانويي(اشاره به هيلاري کلينتون) بود که اين روزها اين حرف ها را مي زند.

*و سخن پاياني با امام زمان (عج) : اي سيد و مولاي من! من جان ناقابلي دارم (گريه حضار) ، جسم ناقصي دارم و اندک آبرويي دارم که اين را هم خود شما داديد که همه اين ها را فداي انقلاب و نثار شما مي کنم . سيد ما و مولاي ما ،براي ما دعا کن که صاحب اين انقلاب شمايي .

و ما گوش به فرمان ولایتیم؛ برای همیشه.
انشاء الله.

.: دانلود این سخنرانی به صورت کامل.
.: گزیده‌های مهمی از خطبه‌های نماز جمعه 29 خرداد تهران.

.: درددل باامام عصر عج

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/30ساعت 1:17  توسط دریادل  | 

بنام خدا

سلام برمهدی فاطمه عج

خرمشهرراخداآزادکرد.امام خمینی (ره)

سالروزحماسه به یادماندنی فتح خرمشهر درطی دوران دفاع مقدس برهمه

دوستان ویادگاران آن دوران مبارک باد.

گرامی بادیادوخاطره شهدای عملیات آزادسازی خرمشهر


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 1:42  توسط دریادل  | 

بسم الله

سلام وصلوات فراوان برحضرت محمدمصطفی خاتم پیامبران (ص)وخاندان مطهرش

هفته وحدت  و میلاد رسول اکرم (ص)وامام جعفرصادق(ع)برآقاامام زمان (عج) ،مقام معظم رهبری،

ریاست محترم جمهوری،ملت ایران،جهان اسلام وشمادوستان گرامی مبارک باد.

اللهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25ساعت 1:3  توسط دریادل  | 

بسم الله

همه ماجرا از يادواره شهيد زين الدين شروع شد.
 حاج حسين کاجي پشت ميکروفون رفت تا خاطراتي از شهدا رو نقل کنه. اما
لابه لاي اين خاطرات...:

از مادر شهيد معماريان دعوت مي کنم که تشريف بيارن و خودشون تعريف کنن و
البته امانتي رو هم با خود بيارن..
مادر شهيد از تو جمعيت بلند شد، حس کنجکاويم بيشتر شده بود که ايشون کين؟
و امانتي چيه؟ ..
اون شب گذشت و خاطراتش تو ذهن همه باقي موند؛ ولي خيلي دوست داشتم بيشتر
در جريان اين ماجرا قرار بگيرم. چند روز بعد اطلاعيه اي تو سطح شهر توجهم
رو جلب کرد:
يادواره شهداء تو مسجد المهدي(عج) بلوار امين قم با حضور مادر شهيد
معماريان
اسم مسجد و شهيد مطمئنم کرد که اين همون مسجديه که جريان در اون اتفاق
افتاده. روزها سپري شده بود و شب جمعه 16 آذر تو مسجد المهدي(عج) بودم.
حالا اين اتفاق تکان دهنده رو از زبان مادر شهيد براتون نقل مي کنم:
«محرم حدود 20 سال پيش بود که تو يه اتفاق پام ضربه شديدي خورد،
طوريکه قدرت حرکت نداشتم. پام رو آتل بسته بودند. ناراحت بودم که نمي
تونستم تو اين ايام کمک کنم. نذر کرده بودم که اگه پام تا روز عاشورا خوب
بشه با بقيه دوستام ديگهاي مسجد را بشورم و کمکشون کنم. شب عاشورا رسيده
بود و هنوز پام همونطور بود. از مسجد که به خونه رفتم حال خوشي نداشتم.
زيارت را خوندم و کلّي دعا کردم. نزديکهاي صبح بود که گفتم يه مقدار
بخوابم تا صبح با دوستام به مسجد بِرَم. تو خواب ديدم تو مسجد (المهدي)
جمعيت زيادي جمع هستند و منم با دو تا عصا زير بغل رفته بودم. يه دسته
عزاداريِ منظم، داشت وارد مسجد مي شد. جلوي دسته، شهيد سعيد آل طه داشت
نوحه مي خوند. با خودم گفتم: اين که شهيد شده بود! پس اينجا چيکار مي
کنه؟! يه دفعه ديدم پسرم محمد هم کنارش هست. عصا زنان رفتم قسمت زنونه و
داشتم اينها رو نگاه مي کردم که ديدم محمد سراغم اومد و دستش را انداخت
دور گردنم. بهش گفتم: مامان، چقدر بزرگ شدي! گفت: آره، از موقعي که
اومديم اينجا کلّي بزرگ شديم.
ديدم کنارش شهيد آزاديان هم وايساده. آزاديان به من گفت: حاج خانوم! خدا
بد نده. محمد برگشت و گفت: مادرم چيزيش نيست. بعد رو کرد به خودم و گفت:
مامان! چيه؟ چيزيت شده؟ گفتم: چيزي نيست؛ پاهام يه کم درد مي کرد، با عصا
اومدم. محمد گفت: ما چند روز پيش رفتيم کربلا. از ضريح برات يه شال سبز
آوردم. مي خواستم زودتر بيام که آزاديان گفت: صبر کن که با هم بريم. بعد
تو راه رفته بوديم مرقد امام(ره). گفتيم امروز که روز عاشوراست اول بريم
مسجد، زيارت بخونيم بعد بيايم پيش شما. بعد دستهاشو باز کرد وکشيد از سر
تا مچ پاهام؛ بعد آتل و باندها رو باز کرد و شال سبز را بست به پام و
بعدش هم گفت: از استخونت نيست؛ يه کم به خاطر عضله ات است که اون هم خوب
مي شه.
از خواب بيدار شدم، ديدم واقعيت داره؛ باندها همه باز شده بودند و شال
سبزي به پاهام بسته شده بود. آروم بلند شدم و يواش يواش راه رفتم. من که
کف پام را نمي تونستم رو زمين بذارم حالا داشتم بدون عصا راه مي رفتم.
رفتم پايين و شروع به کار کردم که ديدم پدر محمد از خواب بيدار شده؛ به
من گفت: چرا بلند شدي؟ چيزي نمي تونستم بگم. زبونم بند اومده بود. فقط
گفتم: حاجي! محمد اومده بود. اونم اومد پاهام رو که ديد زد زير گريه. بعد
بچه ها رو صدا کرد. اونا هم همه گريه شون گرفته بود. اين شال يه بويي
داشت که کلّ فضاي خونه رو پر کرده بود. مسجد هم که رفتيم کلّ مسجد پر شده
بود از اين بو. رفتم پيش بقيه خانوم ها و گفتم: يادتونه گفته بودم اگه
پاهام به زمين برسه صبح ميام. اونا هم منقلب شده بودند. يه خانومي بود که
ميگرن داشت. شال رو از دست من گرفت و يه لحظه به سرش بست و بعد هم باز
کرد، از اون به بعد ديگه ميگرن اذيتش نکرده. مسجدي ها هم موضوع را فهميده
بودند. واقعاً عاشورايي به پا شده بود. بعدها اين جريان به گوش آيت الله
العظمي گلپايگاني(ره) رسيد. ايشون هم فرموده بودند: که اينها رو پيش من
بياريد. پيش ايشون رفتم ، کنار تختشون نشستم و شال رو بهشون دادم. شال رو
روي چشم و قلبشون گذاشتند و گفتند: به جدّم قسم، بوي حسين(ع) رو مي ده.
بعد به آقازاده شون فرمودند: اون تربت رو بياريد، مي خوام با هم مقايسه
شون کنم. وقتي تربت رو کنار شال گذاشتند، گفتند که اين شال و تربت از يک
جا اومده. بعد آقا فرمودند: فکر نکنيد اين يه تربت معموليه. اين تربت از
زير بدن امام حسين(ع) برداشته شده، مال قتلگاه ست، دست به دستِ علما گشته
تا به دست ما رسيده. بعد ادامه دادند: شما نيم سانت از اين شال رو به ما
بديد، من هم به جاش بهتون از اين تربت مي دهم. بهشون گفتم: آقا بفرمايد
تمام شال براي خودتان. ايشون فرمودند: اگه قرار بود اين شال به من برسه،
خدا شما رو انتخاب نمي کرد. خداوند خانواده شهداء رو انتخاب کرد تا
مقامشون رو به همه يادآور بشه ... اگر روزي ارزش خون شهداي کربلا از بين
رفت، ارزش خون شهداي شما هم از بين مي ره. بعد هم نيم سانت از شال بهشون
دادم و يه مقدار از اون تربت ازشون گرفتم.»
مراسم داشت تموم مي شد که يه دفعه ديدم که اون شال، دست يکي از بچه هاي
مسجده و مي خواد به کسي نشون بده. بله! تا اينجاي ماجرا نقل قول بود،اما
من اون شال رو با دست خودم لمس کردم..
اين شال بوي خوشي داشت که در عرض چند دقيقه اي که از شيشه درش آوردند،
کلّ فضا رو معطر کرد و چه عطري؟! هرگز چنين بوي خوشي رو تا به اون روز
استشمام نکرده بودم. بچه هاي مسجد مي گفتند: ما بيست ساله که اين شال رو
زيارت مي کنيم، اما اين بو، حتي ذره اي هم تغيير نکرده..

منبع:گروه وبلاگی شلمچه


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/07ساعت 17:41  توسط دریادل  | 

بسم الله

شعر آقای پپسی کولا
سروده
عليرضا قزوه
با اجرای کامران نجف زاده

آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
و صلاح الدین
دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم !
صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت!
که با برادر ناتنی ات
عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست
به صاحبان کلیسا نه
به خادم الحرمین
به الازهر
به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز
با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر
و حرمت صید حرم
آفریده شده اند
آقای اسکولاری!
تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما
ای اسب های اصیل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح اید
نه از نژاد براق
از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه
از نژاد یورو و جکوزی
سوارانتان را کشتند
و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و
رستگار شوید
که شیوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما
مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است! 
 


+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/21ساعت 1:14  توسط دریادل  | 

بسم الله

السلام علیک یااباعبدالله

حرارت عشق
پیامبر (صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله):
إنَّ لِقَتْلِ الحُسَيْنِ حَرارَةً في قُلوُبِ المُؤمِنينَ لا تَبْرُدُ أبَداً.
به خاطر شهادت امام حسین حرارتی در قلوب مؤمنان است که هرگز سرد نمی‌شود.
The martyrdom of Hossain (p.b.u.h.) put a fire into the believer’s heart that it won't get cold at all.
مستدرک الوسائل، ج 10، ص 318


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 16:41  توسط دریادل  | 

بسم الله

روزعیداست وهمان به که سلام توکنیم

مطلع الفجردل خویش به نام توکنیم

جانشینی محمدبه توفرخنده بود

عهدتجدیددراین بیعت عام توکنیم.

عیدغدیرخم برهمه شیعیان جهان مبارک.

اللهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/27ساعت 18:7  توسط دریادل  | 
به نام خالق يکتاي بي همتا

سلام

سلامي متفاوت و گرم ترازسلامهاي پيشين درآدينه اي سبز براي تو ،به
يادتو،تقديم به تو

هرروز و هرشب و هرهفته و هرماه منتظرمي مانم ،چشم به راهت تابيايي
اما نمي آيي؟. ..

هرجمعه به يادت ،درهرندبه ،باهردعاي عهد،با خواهش و تمنا درآرزوي
آمدنت و ديدنت چشم به راه مي مانيم دعامي خوانيم وازخدامي خواهيم که بيايي! اما خوب
مي دانيم که دليل نيامدنت ازسرتقصيرات  خودماست!

وقتي چشمان کودکان سرزمين زيتون و آفتاب با بوي نان تنها بوي نان
سيرمي شود وشکمشان همچنان خالي وگرسنه مي ماند!! دلت نمي خواهدبيايي!

وقتی صداي ضجه زنان و ناله دختران و اشک وآه کودکان مظلوم دربند
دشمنان ظالم رامي شنوي و مي نگري دلت نمي خواد بيايي!

وقتی مظلومیت و به فراموشی سپردن سرداران بی سنگر و حماسه سازان  سالهای رزم وپایمال شدن خون گرانقدرشهداراتوسط بعضی

 نااهلان و غافلان می بینی سخت پریشان خاطرمی شوی به یاد ثارالله ،حضرت اباعبدالله الحسین می افتی و می گریی و خودت راهمانند تنهاترین سردار حضرت امام حسن مجتبی(ع) حس میکنی و دلت نمی خواهد بیایی!

وقتي بي عدالتي ها ،ناملايمتها، رياکاريها،دروغ ها و مهدي هاي
دروغين عصرانتظاررامي نگري دلت نمي خواهد بيايي!

وقتي کاهل نمازي و تنبلي هاي غافلان و سستي ها و کجرويهاي نااهلان
و بي دينان ويا منحرفان دردين و شبهه افکنان رامي بيني دلت مي شکند و دلت نمي خواهد
بيايي!

مي دانم همه سهل انگاري هارامي بيني و ازکنارشان بادل پردرد مي
گذري !مي دانم  هرروزشاهد هزاران رنگبازي و نيرنگها و فريبها ي بعضي مردم
روزگارهستي وازته دل دعاميکني خداوند بي همتا هدايتشان کند!

مي دانم و خوب مي داني  دوستاني هم داري که سخت شيفته و مشتاق روي
توهستند و ازهمه اين نامهرباني ها دلشان پرازدرداست و تنها آرزويشان آمدن
تواست!

ومي دانم و خوب مي داني که چقدر دلمان برايت تنگ شده است ...پس بيش
ازاين مارادراين ايستگاه انتظارچشم به راه مگذارو قدم بر چشم و دلمان بگذاربياکه 
آدينه هاهم برايت باراني شده است ...

حال که هرروز تشنه ترازديروزمشتاق باريدنت مي شوم معناي سيد ايام
بودن روزجمعه رامي فهمم ودرک مي کنم.

بازهم گلهاي نرگس رادسته مي کنم وبرسرراهت مي نشينم خداراچه ديده
اند غافلان ،شايدآدينه حضورتو نزديک باشد...

 مهياي آمدنت هستيم دراين بهاررمضان ، و منتظرشنيدن آواي خوش قرآن
تودلربا مي مانيم.

چه خوش است صوت قرآن زتودلرباشنيدن

                    به رخت نظاره کردن سخن خداشنیدن

     اللهم عجل لوليک الفرج


+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 18:39  توسط دریادل  | 
بسم الله 

درد دل یک جانباز شیمیایی با امام زمان (عج)

فرارسیدن ایام فاطمیه ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) برشما محبان اهلبیت تسلیت باد.

متن زیر نامه‌ای از یک جانباز شیمیایی و به عبارت دیگر، درد دلی از یک رزمنده سالهای دفاع مقدس با آقا امام زمان(عج) است. که برای سایت بچه های قلم ارسال شده است.که باهم می خوانیم:

-----------

باسمه تعالی

مرا می‌شناسی.
من یک روستایی‌ام.
یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.
از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان.
شاید مرا نشناسی!
خیلی ها مرا نمی‌شناسند.
اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده  و ساده کاری ندارند.
اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.
اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.
خیلی وقتها دوستان و رفیقان هم آدم را فراموش می کنند.

ارباب من؛
آیا تو هم مرا فراموش کرده‌ای؟
تو هم مرا نمی شناسی.
البته که خوبان را می شناسی. تو را با ما چه‌کار!
ولی من تو را می شناسم.
با عقل و قلب کوچک خود تورا شناخته‌ام.
پیامبرمان (ص) نیز فرموده است که "هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است".

 مولای من مرا بیاد بیاور؛ آن لحظه‌ای که در شب تاریک در فاو، شلمچه، جزیره مجنون و... با آنانی که می شناختیشان، یک‌صدا تو را فریاد می زدیم.
من همان فرد کوچک و ناچیزی بودم که با لحن ساده خود یابن الحسن می‌گفتم و سرود العجل سر می‌دادم.

آری من همان بچه بسیجی هستم که به امر نائب تو آمده بودم.
همانی که تفنگ "ام یک" از من بلندتر بود.
همانی که وقتی کلاه آهنی می‌گذاشتم چشمانم را نیز می‌پوشاند.
همانی که در جزیره مجنون و شلمچه  به دنبال بمباران شیمیایی صدام، مزه شیمیایی را چشیدم.
چند لحظه‌ای می‌شد که هیچ چیز نمی‌دیدم، نفسم به سختی بالا می‌آمد.

آری مولای من، همان لحظه نیز تو را صدا می زدم.
درست است که از مقربین نبوده‌ام، ولی در حد توان از مریدانت بوده و هستم.
ای کاش مرا نیز از پیروانت به حساب می‌آوردی.
چرا که خود فرموده ای: "من در همه حال از احوال پیروانم آگاهم".

 مولای من، روز به روز وضعم دشوارتر می‌شود.
دیگر زندگی برایم به سختی می‌گذرد.
قلبم یاریم نمی کند.
پزشکان کارآیی ریه‌هایم را روز به روز کمتر گزارش می‌دهند.
امسال 68% اعلام کرده‌اند.
اعصابم دیگر توان هیچ چیزی را ندارد.
بسیاری مواقع ، به دنبال درگیری و مشاجره با اعضای خانواده گریه‌ام می‌گیرد.
از خشونتی که چند لحظه قبل انجام داده‌ام از خودم بدم می‌آید.
به خدا دست خودم نیست.
فکر کنم همان شیمیایی که آن موقع خورده‌ام مرا متلاشی کرده است.

از رنجها نمی‌نالم، چرا که خود پذیرفته و رفته ام.
از مشکلات مالی نمی‌گویم.
نمی گویم که هزینه یکبار مراجعه به پزشک نیم میلیون تومان می‌شود، چون اینها را هم با قرض و وام پرداخت می‌کنم.
از طعنه عوام نمی‌گویم که زیاد ناراحتم نمی‌کنند.

آقای من، یادت هست موقعی که ما اعزام می‌شدیم؛ کسانی پشت میزها نشسته بودند؟
یادت هست افرادی خوش سیما ما را به شرکت در جبهه‌ها فرا می خواندند؟
یادت هست که بعضی‌ها می‌گفتند امام تکیف کرده که همه به جبهه بروند، ولی خودشان نمی رفتند!!؟
حتما که یادت هست.

آری همانان الان نیز هستند!
البته کمی فرق کرده‌اند، میزهایشان بزرگ‌تر و رنگین‌تر شده، اتاقشان را مبلمان کرده‌اند، گلهای چند صدهزار تومانی گوشه اتاق چشم را خیره می‌کند.
رقص صندلی گردانشان دل را می‌نوازد.
همانان که رفته رفته اندازه ریش‌هایشان کوتاهتر شده و صورت‌هایشان صافتر و خوش سیماتر!
اصلا به من چه، به من چه ارتباطی دارد.
حتما لیاقتش را دارند.

آری اینان وقتی ما را در اداره و بنیاد جانبازان یا بهتر بگویم بنیاد و اداره خودشان! می‌بینند، دعوایمان می‌کنند، ما را دیوانه خطاب می‌کنند.
از یقه ما می‌گیرند و مثل ... از اتاق مجللشان بیرون می‌اندازند.
تو را به خدا بگذارید چند لحظه ای نیزما در اتاقتان روی مبل سلطنتی، زیر کولر گازی بنشینیم، ما که در روستایمان کولر ندیده ایم.

نه آقای من، ما لیاقت نشستن در آنجا را نیز نداریم.
اینان مسئول، امید و مشاور خانواده جانبازان هستند!
اینان به عنوان مشاوره به زنانمان می‌گویند که برو از شوهرت طلاق بگیر! تو چه گناهی داری که زن جانباز شدی.

آری مولای من وضع این گونه است.
خود بهتر می‌دانی که چه نامه‌ها ننوشتم، با چه کسانی درد دل نکرده ام.
دیگر خسته شده ام، شاید این آخرین انشاء من باشد.

ای عزیزتر از جان؛
برگ‌ها و اسنادم را در پوشه سبزرنگ در گوشه اتاقمان دیده‌ای؟
اسم اداره کل بنیاد هم آنجا هست.
همان جائی که به زن بنده مشاوره داده بودند.
خدا پدرشان را رحمت کند.
نام فرد مسئول درمانی استانمان که با تهدید و توهین مرا از اتاقش بیرون انداخت هم آنجا هست.
حتماً برگه‌های پزشکی و نسخه‌هایم را نیز دیده‌ای.
پس به هر که بتوانم دروغ بگویم به تو و خودم که نمی‌توانم.

دیگر خسته شده‌ام.
از مسئولین چیزی نمی خواهم چون دیگر برایم ارزشی ندارند.
آخرش مثل خیلی از همرزمانم که بعد از جنگ به خاطر همین مشکل راحت شده و به آرزویشان رسیدند، من نیز تمام خواهم کرد.
پس زیاد نمانده است.
خواستم قلبم خالی شود.

حمید باکری گفته بود: دعا کنید شهید شوید که بعد از جنگ چه مشکلاتی به سرمان خواهد آمد. حیف که آن موقع نشد ، البته لایق نبودیم. پس اربابم مرا از همرزمانم جدا مکن.

جانباز شیمیایی ، محمد برقی - 6/12/86
استان آذربایجان شرقی - شهرستان شبستر- روستای شیخ ولی

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 19:41  توسط دریادل  | 

قطعه ای از بهشت ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

 

اي نخلهاي بي سراروند السلام

اي سرزمين حماسه و شورو ايثار السلام

جنوب بود و يك دنياخاطره

ومن بودم و بغض مانده درگلو .همه ازغروب شلمچه مي گفتند  خيلي ها نذرمي كردند غروب شلمچه انجا باشند و نماز عشق بگذارند توفيقي دست داد و بعداز زيارت امامزاده سيد عباس به شلمچه رفتم.جبهه هاي نورهمه ملكوتي و پرخاطره است اما شلمچه غربتي ديگردارد و حس و حالي ديگر و خاطرات من ازان سرزمين بيشتراست.واقعا كه شلمچه قطعه اي ازبهشت است دردل ان سرزمين داغ خوزستان.وقتي به مظلوميتشان فكر مي كني كه چگونه در اخرين لحظات دران گودال قتلگاه در نقطه صفرمرزي به شهادت رسيدند بغض گلويت رامي گيرد و به ياد شهادت ابا عبدالله الحسين عليه السلام مي افتي. هان اي سرزمين  فرشتگان الهي:جسم چند فرشته را در دل خاکیت نگاه داشته بودی که اینگونه سینه ها می تپید؟؟ چند خرازی ؟؟ چند میثمی ؟؟ ، فرشتگانی که جسمشان را به تو دادند و دلشان را از تو ربودند . آنهایی که عشق را فهمیدند ، و چه سبک بال پر گشودند .

قدمها در خاکت سست بود و چشمان پر از شوق ، صدای قلب هرکسي را می توانستی بشنوی ، بی هیچ وسیله ای . و لبها جز السلام علیک یا ابا عبد الله هیچ نمی دانستند ، و چه فضای بود آنگاه که زمزمه ی عاشورا زیر لب می گفتند...

 

 

بعضی آمده بودند به دنبال یوسفهاشان ، اما جز عطر پیراهنش چیزی نمی یافتند ، بعضی تکه ای از خود را اینجا جا گذاشته بودند ، پایی ، دستی ، چشمی ... و من هم دلی که گم کرده بودم را می جستم . هوایت بوی عشق میداد ، عشق بازی با معبود ، کربلایی بود آنجا ، و کربلایانت تورا بهشت کردند .

عشق یعنی یک معبر پر از مین و یک عاشق ، عشق یعنی یک خاکریز و یک عاشق ، عشق یعنی :الهم ارزقنا ترکشا ریزا بدستنا و پاینا و لا جای حسابنا ، برحمتک یا ارحم الراحمین !!! ، و عشق یعنی لبخند در هنگام وداع با این خاک ....

و علمدار کسی است که از آستین خالی دست راستش اورا میشناسی و بس ، و عاشق یعنی

                                                     حاج حسین خرازی علمدار شلمچه ...                                     


+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/23ساعت 4:18  توسط دریادل  | 
بسم الله

السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره

فرارسیدن تاسوعای حسینی شهادت حضرت عباس علیه السلام تسلیت باد.


   پرسش
         و پاسخ
                   محرم

آيا از همراهان امام حسين عليه السلام كسى زنده ماند؟
پاسخ: آنچه از بررسى كتب تاريخ به دست آمده اين است كه: هشت نفر از همراهان و ياران امام حسين عليه السلام زنده ماندند :
1 - عقبة بن سلمان
وى غلام رباب، دختر امرى ء القيس، همسر امام حسين عليه السلام بود كه او را به اسارت گرفتند و نزد عمر سعد بردند و چون از او پرسيد: «تو كيستى؟» پاسخ داد: برده اى هستم. عمر سعد او را آزاد كرد.
2 - مرقع بن قمامه
او را نيز به اسارت گرفتند و قبيله وى از عمر سعد براى او امان گرفتند و نزد عبيدالله زياد بردند و عمر سعد ماجراى او را باز گفت و پسر زياد او را به بحرين تبعيد كرد و در آنجا سكونت گزيد.
3 - مسلم بن رياح
وى نيز از همراهان امام حسين عليه السلام بود و پرستارى آن حضرت را مى كرد. پس از شهادت آن حضرت زنده ماند و از كربلا گريخت.
مسلم بن رياح از جمله كسانى است كه قسمتهايى از ماجراى كربلا را نقل كرده است.
4 - حسن بن حسن
حسن بن حسن كه مشهور به حسن مثنى است در روز عاشورا زخمى و مجروح گرديد وبا وساطت اسماء بن خارجه فزارى كه در لشكر عمر سعد بود و با او خويشاوندى داشت، از كشتن او صرف نظر كردند، و او را به كوفه آوردند و معالجه كردند و پس از بهبودى به مدينه بازگشت.
5 - عمر بن حسن.
6 - قاسم بن عبدالله.
7 - محمد بن عقيل.
8 - زيد بن حسن.
اينان نيز به گفته برخى از اهل تاريخ در كربلا بودند، ولى زنده مانده و به شهادت نرسيدند.
 
 


+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 3:16  توسط دریادل  | 
بسم الله

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)


       عبرتهاي
          عاشورا

عاشورا به ما درس مى دهد كه در ماجراى دفاع از دين, بصيرت بيش از چيزهاى ديگر براى انسان لازم است. بى بصيرت ها بدون اين كه بدانند, فريب مى خورند و در جبهه باطل قرار مى گيرند چنان كه در جبهه ابن زياد كسانى بودند كه فُسّاق و فجّار نبودند ولى از بى بصيرت ها بودند. اين ها درس هاى عاشوراست. البته همين درس ها كافى است كه يك ملت را از ذلت به عزّت برساند. همين درس ها مى تواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد. اين ها درس هاى زندگى ساز است. اين, آن جهت اول است.

از بيانات مقام معظم رهبرى (مدظله العالى)
در ديدار با نيروهاى مقاومت بسيج
 13 محرّم 1413
 


+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 2:23  توسط دریادل  | 
به نام خدا

سلام بر مهدي فاطمه عج

ورود رهبر عزیز انقلاب را به شهریزد گرامی می داریم.

روز مباهله

بخش باصفاي نجران،با هفتاد دهكده تابع خود، در نقطه مرزي حجاز و يمن قرار گرفته است.در آغاز طلوع اسلام، اين نقطه تنها منطقه مسيحي نشين حجاز بود كه به علي به آئين مسيح گرويده بودند.پيامبر اسلام (ص) نامه اي به اسقف نجران، نوشت و طي آن نامه، ساكنان نجران را به آئين اسلام دعوت نمود.

نمايندگان پيامبر نامه پيامبر را به اسقف نجران دادند.وي نامه را با دقت خواند.وبراي تصميم، شورائي مركب از شخصيتهاي بارز مذهبي و غير مذهبي تشكيل داد.يكي از افراد طرف مشورت، در پاسخ گفت: ما مكرر، از پيشوايان مذهبي خود شنيده ايم: روزي منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعيل انتقال خواهد يافت و هيچ بعيد نيست كه محمد كه از اولاد اسماعيل است، همان پيامبر موعود باشد!

شورا نظر داد كه گروهي به عنوان هيئت نمايندگي نجران از نزديك با محمد (ص) تماس گرفته، دلائل نبوت اورا مورد بررسي قرار دهند.بدين ترتيب، شصت تن از داناترين مردم نجران انتخاب گرديدند ، كه در راس آنان سه تن پيشواي مذهبي قرار داشت.هيئت نمايندگي ، درحالي كه لباس هاي تجملي ابريشمي برتن و انگشترهاي طلا بردست و صليبها بر گردن داشتند،وارد مسجد شدند و به پيامبر سلام كردند.ولي وضع زننده آنان آن هم در مسجد، پيامبر را سخت ناراحت نمود.آنان احساس كردند كه پيامبر از آنان ناراحت شده است،اما علت ناراحتي را نداستند.فوراً با عثمان بن عفان و عبدالرحمان بن عوف ، كه سابقه آشنائي با آنان داشتند،تماس گرفتند، آنها اظهارداشتندكه حل اين گره به دست علي بن ابي طالب است.

وقتي به اميرمومنان مراجعه كردند، علي (ع) گفت: شما بايد لباسهاي خودرا تغيير دهيد و با وضع ساده، بدون زرو زيور به حضور حضرت بيائيد. نمايندگان نجران، با لباس ساده بدون انگشتر طلا، به محضر پيامبر شرفياب شده سلام كردند.پيامبر با احترام خاص ، پاسخ سلام آنان را داد و برخي ازهدايائي راكه براي وي آورده بودند ، پذيرفت. پيامبر فرمود: شمارا به آئين توحيد و تسليم دربرابر اوامر خداوند دعوت مي كنم.

نمايندگان  نجران :اگر منظوراز اسلام، ايمان به خداي يگانه است،ما قبلاً به او ايمان آورده،به احكام وي عمل مي نمائيم.پيامبر :اسلام علائمي دارد و برخي از اعمال شما حاكي است كه به اسلام واقعي نگرويده ايد.چراكه شماها صليب را مي پرستيد و ازخوردن گوشت خوك پرهيزنمي كنيد و براي خدافرزند معتقديد.

نمايندگان نجران: ما اورا خدامي دانيم،زيرا او مردگان رازندهكرد،بيماران را شفا بخشيد وازگل پرنده اي ساخت كه آن را به پرواز درآورد و تمام اين اعمال ،حاكي است كه او خدا است!

پيامبر: نه ! او بنده خداو مخلوق كسي است كه اورا در رحم مريم قرار داد و اين قدرت و توانائي را خدا به اوداده بود.يك نفر ازنمايندگان: آري او فرزند خدا است زيرا مادر اومريم،بدون اينكه با كسي ازدواج كند، اورا به دنيا آورد. پس  ناچار پدراو همان، خداي جهان باشد.در اين موقع، فرشته وحي به پيامبر گفت كه به آنان بگويد: وضع حضرت عيسي ازاين نظر مانند حضرت آدم است كه اورابا قدرت بي پايان خود، بدون اينكه داراي پدر ومادري باشد ازخاك آفريد.نمايندگان نجران: گفتگوهاي شماماراقانع نمي كند.راه اينست كه دروقت معيني با يكديگر مباهله كنيم، و بر دروغگو نفرين بفرستيم وازخداوند بخواهيم دروغگورا هلاك ونابود كند.در اين موقع پيك وحي آيه مباهله را آورد و پيامبر رامامور ساخت تاباكساني كه با او به مجادله برمي خيزند وزير بارحق نمي روند ،به مباهله برخيزد.

طرفين به فيصله دادن مسئله ازطريق مباهله آماده شدند و قرارشد كه فردا همگي براي مباهله حاضرشوند.

وقت  مباهله فرارسيد.پيامبر ازميان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهارنفر را برگزيد.اين چهارتن، علي بن ابيطالب(ع) و فاطمه  دختر پيامبر و حسن و حسين (ع) بودند.

سران هيئت نمايندگي نجران، پيش از آنكه با پيامبر روبرو شوند به يكديگر مي گفتند: هرگاه ديديد كه محمد افسران و سربازان خود را به ميدان مباهله آورد و شكوه مادي و قدرت ظاهري خود را نشان ماداد در اين صورت وي يك فرد غير صادق است، ولي اگر با فرزندان و جگرگوشه هاي خود به مباهله آمد و با يك وضع وارسته ازهرنوع جلال و جبروت مادي، روبه درگاه الهي گذارد، پيداست كه پيامبري راستگو است.

سران هيئت نمايندگي دراين گفتگو بودند. ناگهان قيافه نوراني پيامبر با چهارتن ديگر كه سه تن از آنها شاخه هاي شجره وجود بودند ، نمايان گرديد.همگي با حالت بهت زده و تحير به چهره يكديگر نگاه كردند واز اينكه او جگرگوشه هاي معصوم و بي گناه، و يگانه دختر و ادگار خودرا به صحنه مباهله آورده است، انگشت تعجب به دندان گرفتند.اسقف نجران گفت: من چهره هائي را مي بينم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و ازدرگاه الهي بخواهند كه بزرگترين كوهها را ازجاي بكند، فوراً كنده مي شود.بنابراين ، هرگز صحيح نيست ما با اين قيافه هاي نوراني وبا اين افراد با فضيلت، مباهله نمائيم، زيرا بعيد نيست كه همه ما نابود شويم و ممكن است دامنه عذاب گسترش پيدا كند و همه مسيحيان جهان را بگيرد و در روي زمين يك مسيحي باقي نماند!

انصراف هيئت نمايندگي ازمباهله

هيات نمايندگي با ديدن وضع يادشده، به اتفاق آراء تصويب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند و حاضر شدند كه هرسال مبلغي به عنوان جزيه (ماليات سالانه) بپردازند ودر برابر آن، حكومت اسلامي ازجان ومال آنان دفاع كند.پيامبر رضايت خودرا اعلام كرد و قرارشد هرسال دربرابر پرداخت يك مبلغ جزئي، از مزاياي حكومت اسلامي برخوردار گردند.

(برگرفته  از فرازهائي ازكتاب تاريخ زندگاني پيامبر اسلام (ص) اثر استاد گرامي حضرت آيت الله جعفر سبحاني)
 


+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 1:5  توسط دریادل  | 

بسم الله

سلام برمهدی فاطمه عج

سلام بر تو كه هر صبح، آفتاب به قيامت قامت دلربايت طلوع می كند، و در هر شام سجده بر خشوع نمازت می نماید؛ آيا راهی به سوی تو برای ديدار هست؟! هل اليك يا بن احمد سبيل فتلقی... آيا دستان ما سزاوار آويختن به دامان تو نيست؟! چرا در پرده نشسته ايی و بر آتش شوق می دمی،‌ دلهای ما را ديگر تاب اين عطش كشنده نيست... ای به قربان غريبی ات، در این غوغای عاشق پيشگی، آيا كسی هم در پی تو، هست؟!! ای به قربان دل شرحه شرحه از غمت، ای به فدای آن چشم های خونبارت در این ایام، ای وجه خدا كه تمام زيباييش را در آينه وجود نازنينت به تجلی گذاشته، اين همه حسن و دل فريبی را که بر غارت دل عاشقان هنوز به كار نبسته ايی و تنها حكايتی از آن كار همه ما را ساخته و دل به تو باخته ایم... اكنون بر ما رحمی نما و آن همه زيبايی را زكاتی بر گدايانی كه چشم اميد بر آفتاب جمالت دوخته اند ای عزیزتر از جان؛ پرده از رخ بر گير و كار شب هجران به سر گير....

اللهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/14ساعت 15:33  توسط دریادل  | 

بسم الله

سلام برمهدی فاطمه عج

سلام بر تو كه هر صبح، آفتاب به قيامت قامت دلربايت طلوع می كند، و در هر شام سجده بر خشوع نمازت می نماید؛ آيا راهی به سوی تو برای ديدار هست؟! هل اليك يا بن احمد سبيل فتلقی... آيا دستان ما سزاوار آويختن به دامان تو نيست؟! چرا در پرده نشسته ايی و بر آتش شوق می دمی،‌ دلهای ما را ديگر تاب اين عطش كشنده نيست... ای به قربان غريبی ات، در این غوغای عاشق پيشگی، آيا كسی هم در پی تو، هست؟!! ای به قربان دل شرحه شرحه از غمت، ای به فدای آن چشم های خونبارت در این ایام، ای وجه خدا كه تمام زيباييش را در آينه وجود نازنينت به تجلی گذاشته، اين همه حسن و دل فريبی را که بر غارت دل عاشقان هنوز به كار نبسته ايی و تنها حكايتی از آن كار همه ما را ساخته و دل به تو باخته ایم... اكنون بر ما رحمی نما و آن همه زيبايی را زكاتی بر گدايانی كه چشم اميد بر آفتاب جمالت دوخته اند ای عزیزتر از جان؛ پرده از رخ بر گير و كار شب هجران به سر گير....

اللهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/14ساعت 15:18  توسط دریادل  | 

بسم الله

سلام بر مهدی فاطمه عج

میلاد کوثر نبی، بانوی افتاب، همسر علی، مام حسنین

و زینب(س) پیام اور کربلا

و میلاد فرزند راستینش حضرت روح الله(قدس سره) بر  امام زمان (عج)

مقام عظمی ولایت و جهان اسلام و همه مادران و زنان مسلمان و

همه عاشقان ولایت و امامت مبارک باد

همچنین گرامی باد روز قلم بر همه اهالی قلم به خصوص بسیجیان

همیشه در صحنه( بسیجیان اهل قلم).

الهم عجل لولیک الفرج

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 0:57  توسط دریادل  | 

بسم الله

سلام بر مهدي فاطمه عج

آقاجان تسليت عرض مي كنم خدمت شما به خاطر تخریب حرمین شریفین عسکریین در سامرا توسط دشمنان ازخدا بی خبر .

باور كن اقاجان تنها كاري كه از دستمان بر مي ياد همين در صحنه بودنمان است اگر مولاي من اجازه دهيد و امر بفرمائيد جان ناقابل را فدايت خواهيم نمود و براي حمايت ازشما و خاندان پاك و مطهرتان و حمايت از اسلام ناب محمدي و حفظ و جلوگيري ازتعرض دشمنان اسلام با اذن خدا و فرمان شما و نائب برحقتان مقام معظم رهبري به جهاد خواهيم رفت و مشت محكمي بر دهان دشمنان خواهيم زد .

مولاجان! ازتو به يك اشارت

ازما به سر دويدن

آقاجان منتظريم تا كه بيايي

الهم عجل لوليك الفرج


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/24ساعت 17:38  توسط دریادل  | 

به نام خدا

السلام عليك يا ابا صالح المهدي عج

سالروز شهادت حضرت امام حسن عسكري (ع) را به آقا امام زمان عج و

مقام معظم رهبري و همه رهروان ولايت و امامت تسليت عرض مي نمايم.

همچنين گرامي باد سالروز آغاز امامت حضرت وليعصر عج

به اميد ظهور موعود مهربان

الهم عجل لوليك الفرج

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/08ساعت 0:56  توسط دریادل  | 

به نام خدا

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين(ع)

در سوگ تو با سوز درون مي گريم

از نيل و فرات و شط، فزون مي گريم

گر چشمه چشم من، بخشكد تا حشر

از ديده به جاي اشك، خون مي گريم

 

امام زمان عج خطاب به جد بزرگوارشان سيد الشهداء مي فرمايند:

" اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و از ياري تو دور ماندم و نبودم

 تا با دشمنان تو جنگ و با

بدخواهان تو پيكار نمايم، هم اكنون هر صبح و شام بر شما

اشك مي ريزم و به جاي اشك در مصيبت شما از ديده خون مي بارم

 و آه حسرت، از دل پر درد بر اين ماجرا مي كشم".  

 (فرازي از زيارت ناحيه مقدسه، منسوب به امام زمان عج)

 

فرا رسيدن اربعين سالار شهيدان حضرت امام حسين عليه السلام

و ۷۲ تن شهداي دشت كربلا بر آقا ولي عصر حضرت حجت بن الحسن العسكري

ارواحنا لمقدمه الفدا و مقام معظم رهبري و ملت ايران و جهان اسلام تسليت باد.

به اميد ظهور آن حضرت

الهم عجل لوليك الفرج

زيارت عاشورا با ياد و خاطره حضرت سيد الشهدا و 72 يار باوفايشان

لبيك يا حسين(ع)

زيارت حضرت عباس (ع)-لبيك يا ابالفضل العباس

 

التماس دعا



+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/19ساعت 20:51  توسط دریادل  | 

به نام خدا

سلام بر شهيدان راه خدا

اي كاوه كجايي؟كه ببيني:ضحاك-

مغلوب جوان سيزده ساله شده ست !

هم صحبت ديرينه شدي "فهميده"!

راز دل هرسينه شدي فهميده!

چون هاله،كه باماه هم آغوش شود،

آيينه در آيينه شدي ،"فهميده"!

13 آبان ياد آور شهادت نوجوان 13 ساله شهيد فهميده

و ياد آور حماسه بزرگ تسخير لانه جاسوسي آمريكا به

دست دانشجويان پيرو خط امام (ره) و روز ملي مبارزه با

استكبار جهاني بر غيورمردان هميشه قهرمان ايراني

و شما دوستان عزيز دانشجو و طلبه هميشه در صحنه

مبارك و گرامي باد.

وعده همه ما فردا در مراسم باشكوه گرامي داشت يوم الله

13 آبان ماه!

**********************


+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/13ساعت 0:17  توسط دریادل  | 

به نام خدا

سلام دوستان عزيز اين شعر راكه سروده خودم مي باشد به همه خدادوستان عزيز و هم انيسان قران تقديم مي كنم

 

 

 

راهي به سوي خدا


 


 

جمال زنده رود بنگر که هر کويش صفا دارد


 

و هر موجش نواي عاشقان با يک صداي آشنا دارد


 

بيا بر ساحل زيباي آن آسوده بنشينيم


 

گذشت عمر را بينيم که هر زنگي صدا دارد


 

تو همچون مرغ بي پروا اسير دست طوفاني


 

مزن خشتي بر اين دريا که وقت ما بها دارد


 

در اين امواج طوفاني غريق بحر ايمان شو


 

مثال نوح، کشتي ران که ره سوي خدا دارد


 

بيا غالب شويم بر صخره هاي فتنه چون دريا


 

" شباب اهل جنت " هم نظر بر کوي ما دارد


 

در اين دنيا که نامردان عصا از کور مي دزدند


 

محبت بر دل مسکين هزارو يک بها دارد


 

اگر روزي غبار غم به روي چهره ات بنشست


 

مشو غافل زياد ِ حق، که هر دردي دوا دارد


 

غزلگويي ز ايران را که پندت مي دهد بنگر


 

به دل شوق خداوند و به لب قول ولا دارد


 

*****************************


 

********************


 

**********


 

***


 

*


 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/12ساعت 16:22  توسط دریادل  | 

به نام خدا

سلام بر مهدی فاطمه عج

چون به ديدار دوست می روی

 

ديدار را درياب

 

كسی چه می داند؟

 

شايد فرصتی ديگر دست ندهد

 

آنگاه پشيمانی سودی نخواهد داشت

 

درست همان گذشته نشكفته است كه آزارت می دهد

 

همان چيزی كه می خواهی بگويی و نمی توانی

 

كسانی هستند كه آرزو دارند به كسی بگويند "دوستت

دارم"

 

و سالها دودلند

 

و اين را بر زبان نمی رانند

 

روزی می رسد كه او رفته است

 

و عاشق می گريد و فرياد می كند

 

نتوانستم به او بگويم دوستش دارم...

و این را هم همه برو بچه های بسیجی خوب می فهمند

 و درک می کنند.شبهای حمله که می شد

از برق نگاهشون همه این عشق و دوستی را می شد فهمید.

یاد اون شبهای خدایی بخیر

شبهای نورانیت-شبهای دعای کمیل خوندن-

شبهایی که با عشق به سمت نور می رفتی

شبهای با عشق روی مین رفتن

شبهای یا مهدی یا زهرا گفتن

یاد اون ایام بخیر

*************


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/28ساعت 22:54  توسط دریادل  | 

به نام خدا

میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع)

بر موعود مهربان عج و عاشقان حضرتشان و عاشقان

ثارالله مبارک باد.

الهم عجل لولیک الفرج

***************


+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/28ساعت 1:0  توسط دریادل  | 

به نام خدا

عید سعید غدیر و ایام ولایت بر عاشقان ولایت و مولی مبارک باد

********************


+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/01ساعت 21:33  توسط دریادل  | 

به نام خدا

سلام بر مهدی فاطمه عج

عید سعید قربان بر آقا امام زمان عج و مقام معظم رهبری و

عاشقان ولایت و امامت

مبارک باد.

الهم عجل لولیک الفرج


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/21ساعت 16:45  توسط دریادل  | 

به نام خدا

سلام بر مهدی فاطمه عج

سالروز پیوند آسمانی و خجسته امام علی(ع) با حضرت فاطمه زهرا(س) بر عاشقان ولایت و امامت مبارک باد.

الهم عجل لولیک الفرج

*************


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/14ساعت 21:6  توسط دریادل  | 
به نام خدا سلام بر مهدی فاطمه عج سالروز شهادت حضرت امام جواد (ع) را به آقا امام زمان عج و مقام معظم رهبری و جهان اسلام و ملت ایران تسلیت عرض می نمایم. الهم عجل لولیک الفرج ***************
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/11ساعت 17:39  توسط دریادل  |